هیچ دینی برتراز حقیقت نیست

There is no religion higher than truth. Il n'y a pas de religion supérieure à la Vérité























































توضیحاتی در مورد قوانین حقوق بشر

بالاخره بعد از ده ها هزار سال جنگ و دعوا، انسانها دوزاریشون افتاد که جنگ خوب نیست. بخصوص تقریباً 60 سال پیش، بعد از جنگهای جهانی، چند نفر عاقل اعلامیۀ جهانی حقوق بشر را نوشتند و آن را برای امضا جلوی رهبران کشورهای مختلف گذاشتند

  همه هول شده بودند و سریع می رفتند امضا می کردند چونکه تازه کلمۀ صلح جهانی مد شده بود. بعضی از رهبران حتی نمی فهمیدند چی را دارند امضا می کنند؛ حتی دیکتاتورها سریع مثل گوسفند می رفتند امضا می کردند که یه وقت عقب نمانند و بلند بلند با غرور جلوی خبرنگاران می گفتند، که بله ما با این اعلامیه موافقیم. بیچاره ها فکر می کردند که فقط بایستی با کاغذ اعلامیه موافق بود، نمی دانستند که محتوای آن اعلامیه مهمتر است.

حالا شصت و خورده ای سال از آن جریان می گذرد. هیچ کشوری آن قوانین را رعایت نکرد. ولی با وجود این، کشورهایی مثل فرانسه، 80 درصد رعایت می کردند و فقط 20 درصد را زیر سبیلی در می کردند؛ در حالیکه کشوری مثل چین، برعکس 20 درصد از قوانین حقوق مردم کشورش را رعایت می کرد و 80 درصد را پایمال. بعضی ها ازمن ایراد می گیرند که چرا همیشه از کشورهای دیگه صحبت می کنم ولی هیچی راجع به ایران نمی گویم در حالیکه در ایران قوانین حقوق بشر صددرصد پایمال می شود؟

 

به سه دلیل چیزی نمی گویم

اولاً من وکیل ایرانیان نیستم.

دوماً به در بگو دیوار تو بشنو.

سوماً چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟

در این صفحه سعی می کنیم هر 30 مادۀ حقوق بشر را بررسی کنیم و ببینیم دنیا دست کیه. اگر نظری دارید، برایم بفرستید. خُب از مادۀ اول شروع کنیم.

ماده ۱

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می‌باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

به انگلیسی هم بنویسم چونکه تازه گی ها دوباره مد شده. ضمناً برای اولین بار این قوانین به زبان انگلیسی نوشته شد؛ بعد به فارسی ترجمه شد.

Article 1
All human beings are born
free and equal in dignity and rights. They are endowed with reason and conscience and should act towards one another in a spirit of brotherhood.

این مادۀ یکسان بودن و برابر بودن انسانهاست.

  بنظر جملۀ ساده ایست ولی عجب کلمه های خطرناکی درش هست: آزادی، برابری، برادری، حقوق، حیثیث، عقل، وجدان. بخصوص این دو کلمۀ آخر خیلی مزاحمند چونکه برای رعایت نکردن و زیر پا گذاشتن پنج کلمۀ اول، دیکتاتورها مجبورند خودشان را به خریت و بی وجدانی بزنند و آبروی خودشان را در دنیا ببرند و حتی در آخرت، اگر وجود داشته باشد.

البته نباید همیشه منتظر شد که رژیمی این ماده را رعایت کند؛ خودمان چی؟ آیا ما آن را رعایت می کنیم؟ چطور رفتاری با افراد خانواده مان، با همکارانمان، با زیر دستانمان، با همسایه ها و حتی مردم عادی داریم؟ آیا خواهربرادری را رعایت می کنیم؟ آیا به حقوق و حیثیت دیگران احترام می گذاریم؟ در بعضی جوامع حتی خواهربرادرها به هم رحم نمی کنند. پدرها مثل تروریست با زن و فرزندانشان رفتار میکنند. فامیل ها سر همدیگر کلاه میگذارند. بعد تازه ناراضی هم هستیم که چرا این رژیم اهریمنی این مادۀ اول اعلامیۀ جهانی حقوق بشر را رعایت نمی کند؟ خلایق هر چه لایق.

فرض کنیم در کشوری دیکتاتوری، که مثلاً اسمش با الف شروع می شود. فرض کنیم که در این کشور انقلاب می شود و تمام انگلها اعدام می گردند. خُب بعد چی؟ چه کسی جای آنها خواهد آمد؟ به احتمال زیاد کسانی که مثل همان انگلهای قبلی هستند فقط رنگ لباسهایشان تغییر کرده است، و مثلاً بجای ریش، سبیل دارند.

بنظر شما چند نفر در این کشور الف وجود دارد که مادۀ اول را لااقل در محوطۀ خانۀ خودشان رعایت می کنند؟

کلمۀ برادری که در بالا ذکر شد خیلی عمیق تر از آنست که فکر می کنی. تا موقعیکه فکر می کنی که تو حق داری که به موجودات پایین تراز خودت یعنی مثلاً حیوانات ظلم بکنی، مطمئن باش که یکنفر بالاتراز خودت همین فکر را در مورد تو خواهد کرد.

عقل و وجدان خدادادی نیستند، اگر اینطور بود پس بایستی آنهایی که جزو تیم خداپرستان هستند، خیلی از این دو چیز ارث می بردند ولی از آنجایی که همۀ جنگها توسط مذهبیون انجام می شود، نتیجه می گیریم که عقل و وجدان بایستی یک جریان تکامل باشند. میلیونها سال طول کشیده تا انسان بدینجا رسیده ولی هنوز عقل و وجدانش به کمال نرسیده است و تا هنگامیکه عقل و وجدان به اندازۀ کافی رشد نکرده است، اجرای مادۀ اول امکان پذیرنیست. در دنیای کنونی فقط یک اقلیت کوچکی از لحاظ عقلی و وجدانی رشد کرده است ولی اکثریت بشریت هنوز در حال آزمایش و یادگیریست؛ و در حالیکه اکثریت مشغول یادگیریست، اقلیت بایستی صبر کند و زجر بکشد.

  در جوامع دیکتاتوری، مادۀ اول اینطور ترجمه می شود: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند ولی از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابر نیستند چونکه زنها نصف آدمند.  زن ها و انسانها بلافاصله بعد از تولد تا مرگ گروگان هستند.

مادۀ دوم  

الف - هر کس می‌تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصاً از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد.

ب ـ به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . خواه این کشور مستقل ، تحت قیومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکلی محدود شده باشد.

Article 2
Everyone is entitled to all the rights and freedoms set forth in this Declaration, without distinction of any kind, such as race, colour, sex, language, religion, political or other opinion, national or social origin, property, birth or other status.

Furthermore, no distinction shall be made on the basis of the political, jurisdictional or international status of the country or territory to which a person belongs, whether it be independent, trust, non-self-governing or under any other limitation of sovereignity.

مادۀ دوم بر علیه تبعیض می باشد.

دولت هایی که زیر اعلامیۀ حقوق بشر را امضا کرده اند، موظف هستند که به انسانهایی که در کشورشان زندگی می کنند، بدون هیچگونه تبعیضی احترام بگذارند؛ نه فقط به مردم خود آن کشور، بلکه حتی به خارجی هایی که به دلائلی در آن کشور سکونت دارند و هیچوقت نباید مثلاً دین، نژاد، جنسیت و یا عقیدۀ سیاسی کسی را بهانه بکنند برای آزار رساندن به او.

از مادۀ سوم تا ششم، حمایت از شخص انسان می باشد.

ماده ۳

هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد.

Article 3 : Everyone has the right to life, liberty and security of person.

جمله از این ساده تر وجود ندارد، حتی هر خری معنی آن را می فهمد ولی کسانی هستند که از خر کمترند و هر طوری که دلشان خواست این جمله را تعبیر می کنند. مثلاً امریکایی ها، هر کس را تبدیل به هر امریکایی کرده اند و بنابراین مادۀ سوم اینطوری شده است: هر امریکایی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد (یعنی بقیه به درک). حالا این تازه خوب است چونکه حداقل به مردم کشور خودشان این حق داده شده است ولی در کشورهای دیکتاتوری، هر کس تبدیل به هیچکس شده است، در نتیجه مادۀ سوم تبدیل شده است به : هیچکس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی ندارد.

به سه کلمۀ زندگی، آزادی و امنیت توجه کنید، هر کدام از اینها بدون دوتای دیگر بی معنی است.

فرض کنیم که آزادی را از تو گرفته اند و تو در زندان هستی، ولی زنده هستی و جایت هم در زندان امن هست؛ این به چه درد می خورد؟

حالا فرض کنیم که زندگی را از تو گرفته اند ولی تو آزاد هستی و جایت هم در تابوت، زیر خاک امن هست؛ خُب این به چه درد می خورد؟

حالا حالت سوم، فرض کنیم که تو زنده هستی و آزاد هم هستی ولی هیچگونه امنیتی در کار نیست یعنی اینکه هر کسی می تواند در خیابان جلوی تو را بگیرد و بهت تجاوز کند، خُب اینهم که زندگی نشد.

در برخی جوامع عقب افتاده و مذهبی، تو زنده هستی ولی هم آزادی و هم امنیت از تو گرفته شده است یعنی اینکه حتی در بین چهار دیواری خانۀ خودت نه امنیت داری، نه آزادی. جالب اینجاست که رهبران چنین جوامعی، خودشان را رابط بین خدا و انسان می دانند ولی ساده ترین اصل کائنات را رعایت نمی کنند. تازه چنین موجوداتی که ریششان حتی از ریش بزهم بلند ترست با کمال پرروئی می گویند: چی؟ زندگی که ابدی نیست پس لازم نیست که قانونی برایش گذاشته شود. خدا زندگی می دهد و هر وقت هم که دلش خواست آن را می گیرد و ما هم چونکه نماینده های او هستیم، می توانیم به دلبخواه زندگی دیگران را بگیریم. به به عجب منطقی؟ من سوال می کنم که مگر خدای شما کرم داشت که زندگی را بوجود آورد؟ مگر خدای شما مریض است، مگر سادیسم دارد که او زندگی می دهد، شما آن را می گیرید؟

در جوامع دیکتاتوری مادۀ سوم اینطور ترجمه می شود: هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد ولی نه در اینجا.

ماده ۴

احدی را نمی‌توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است

Article 4
No one shall be held in slavery or servitude; slavery and the slave trade shall be prohibited in all their forms. 

در این آیه کلمۀ برده دقیقاً تعریف نشده است. اگر منظور همان بردگانی است که در زمان قدیم در زنجیر بودند و بایستی در ازای یک لقمه نون کار می کردند، باید گفت : خوش به حالشان چونکه حالا در تمام کشورهای جهان، رفتاری که با کارگران می شود، چندان بهتراز برده داری نیست. تازه در قدیم بردگان نه مالیات می دادند، نه کرایه خونه و نه پول غذا. امروزه چرا بایستی بردگان را در زنجیر نگه داشت؟ برده داران می دانند که برده هایشان مثل گوسفند هر روز صبح با اتوبوس می آیند سر کار

این مادۀ چهارم، مادۀ خوبی نیست و بایستی از اعلامیه جهانی حقوق بشر حذف شود چونکه ادیان پیشرفته با برده داری موافق هستند و برده داری به رسمیت شناخته شده است. در کتاب آسمانی یکی از این ادیان سوپرمدرن نوشته شده است که پیروانشان مجازند با کنیزان یعنی   بردهای مونث زنا کنند حتی اگر این بردگان متاهل باشند(سورۀ النسا، آیۀ 4 و 25 و26)

  .آفرین به این دین اخلاقی! درقدیم فقط از بردگان بیگاری می کشیدند ولی به خواهرمادرشان کاری نداشتند

بشریت ناآگاه  قرن ها صبر کرد تا بالاخره خدای واقعی یک پیغمبری فرستاد و مردم را آگاه ساخت که برده داری و زنا عمل خوبی است. حالا چندتا روشنفکر می گویند که برده داری بد است. خدا اجازه می دهد، بندۀ خدا اجازه نمی دهد. عجب دوره و زمونه ای شده

خلاصه این ماده به صورت خیلی واضحی می گوید که هیچکس اجازه ندارد تو را بردۀ خودش بکند و تو هم اجازه نداری کسی را بردۀ خودت بکنی. انسانهای فقیر در هر جامعه ای هدف راحتی برای سوءاستفاده هستند؛ این ماده اکیداً سواستفادۀ انسان از انسان را ممنوع اعلام می کند. امروزه در جوامع مذهبی و عقب افتاده هنوز برده داری شدیداً وجود دارد ولی اسم آن عوض شده است؛ مثلاً در جوامع اسلامی کلمۀ ازدواج جانشین کلمۀ برده داری شده است، چونکه قوانین ضدزن، پنجاه درصد مردم را برده و پنجاه درصد باقی مانده را برده دار می کند. در جوامع کاپیتالیستی، کلمۀ بدهکاری جانشین کلمۀ برده داری شده است، چونکه در این جوامع با بدهکار کردن برخی انسانها، آنها را بردۀ بانک های پرقدرت و کارخانه های بزرگ می سازند

 

ماده ۵

هيچکس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری تحقيرآميز ،موهن ، یا خلاف انسانیت و شان بشر قرار داد

Article 5
No one shall be subjected to torture or to cruel, inhuman or degrading treatment or punishment.

این مادۀ پنجم را می توان خیلی ساده اینطور تفسیر کرد: هیچکس اجازه ندارد تو را شکنجه دهد (چه شکنجۀ روحی، چه شکنجۀ جسمی) و تو هم اجازه نداری کسی را شکنجه بدهی. البته این ماده مخصوص انسانهای آزاد است و ربطی به زندانیان سیاسی ندارد. دلتون را زیاد خوش نکنید. شما حالا حالا ها باید شکنجه شوید
گاهی ممکن است که شکنجه به صورت خیلی موذیانه ای انجام بگیرد، مثلاً وقتی که به کسی تهمت زده می شود، آبرو و حیثیت او در محل زندگی یا کارش برده می شود. به این می گویند رفتار تحقیرآمیز

 

ماده ۶

هر کس حق دارد، در همه جا به عنوان یک شخص در مقابل قانون به رسمیت شناخته شود

Article 6 : Everyone has the right to recognition everywhere as a person before the law.

معنی این ماده اینست که تو در هر کجای دنیا که باشی، حکومت آن کشور بایستی با تو مثل آدم رفتار کند؛ حقوق تو بعنوان یک انسان باید به رسمیت شناخته شود (بدون در نظر گرفتن ملیت تو، رنگ پوست تو و یا عقاید دینی تو). مثلاً اگر تو روزی در فرانسه هستی و یک فرانسوی پول تو را می دزدد؛ دادگاه باید برای دزد همان حکمی را صادر بکند که اگر دزد از یک فرانسوی پول دزدیده بود؛ ولی تو هم در عوض بایستی قوانین اجتماعی آنها را رعایت بکنی. مثلاً از آنجایی که روسری درمدارس فرانسه ممنوع هست، نبایستی مثل فاطی کماندوها سر کلاس حاضر شوی

از مادۀ هفتم تا سیزدهم، حمایت از حقوق انسانهاست

ماده ۷

همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

Article 7
All are equal before the law and are entitled without any discrimination to equal protection of the law. All are entitled to equal protection against any discrimination in violation of this Declaration and against any incitement to such discrimination.

بطور خلاصه معنی این مادۀ هفتم اینست که قانون برای همۀ انسانها یکسان می باشد و بایستی برای همه بطور یکسان اجرا شود. این ماده مربوط می شود به اقلیت های مذهبی ویا سیاسی و یا نژادی که قدرت زیادی در حکومت ندارند و همچنین فقرا. یعنی اینکه هیچ تبعیضی نباید بین این افراد و بقیه گذاشته شود

 ماده ۸

در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد.

Article 8 : Everyone has the right to an effective remedy by the competent national tribunals for acts violating the fundamental rights granted him by the constitution or by law.

یعنی اینکه اگر حق تو پایمال شد ولی طبق قوانین اساسی کشورت حق با توست، باید اجازه داشته باشی که از مقامات صلاحیت دار کمک بگیری. البته این یک تئوری هست ولی در عمل بستگی دارد که تو در چه منطقه ای روی این کرۀ خاکی زندگی می کنی. در بعضی مناطق بین آن چیزی که روی کاغذ نوشته شده است و آن چیزی که در عمل اجرا می شود، زمین تا آسمان فرق هست.

در چنین مناطق دو نوع وکیل وجود دارد: وکلایی که قانون را خوب می شناسند و وکلایی که قاضی را. در این کشورها تو هیچ حقی نداری و اگر زیاد پررویی بکنی، برایت گران تر تمام خواهد شد.

ماده ۹

احدی را نمی‌توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود.

Article 9 : No one shall be subjected to arbitrary arrest, detention or exile.

یعنی هیچکس حق ندارد خودسرانه تو را تو زندان بیاندازد و یا از کشورت بیرون کند. کلمۀ خودسرانه در اینجا خیلی خنده دار است. توقیف کردن خودسرانه، همیشه با شکنجه همراه می شود
 

ماده ۱۰

هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید

Article 10 : Everyone is entitled in full equality to a fair and public hearing by an independent and impartial tribunal, in the determination of his rights and obligations and of any criminal charge against him.

 اگر قرار است که تو محاکمه بشوی، دادگاه باید علنی و بی طرفانه باشد، یعنی کسانی که تو را محاکمه می کنند، نباید تحت تاثیر دیگران باشند. پارتی بازی ممنوع است، رشوه ممنوع است، تبعیض بخاطر افکار سیاسی ممنوع.

 ماده ۱۱

الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد. ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی‌شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می‌گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.

Article 11 : Everyone charged with a penal offence has the right to be presumed innocent until proved guilty according to law in a public trial at which he has had all the guarantees necessary for his defence.

No one shall be held guilty of any penal offense on account of any act or omission which did not constitute a penal offense, under national or international law, at the time it was committed. Nor shall a heavier penalty be imposed than the one that was applicable at the time the penal offense was committed.

یک مادۀ طولانی که دو بخش دارد. بخش اول خیلی ساده : تو باید بی گناه محسوب شوی تا وقتی که گناهت ثابت نشده است.

یک روز یکی از دوستانم که کتک خورده بود، برای شکایت به کلانتری رفت. پلیسی که دم در ایستاده بود، تا دوستم را دید که صورتش پر خون بود، محکم با کشیده تو 

صورت دوستم زد. بعد که او را بردند پیش افسر کلانتری، تا افسره دید که دوستم صورت و پیراهنش خونی است وبا چند نفر به کلانتری آمده است، با مشت و لگد به جان دوستم افتاد. دوست بیچاره با درد فریاد میزد: من بی گناهم، من شاکی هستم 

در اینجا می بینیم که مادۀ یازدهم دقیقاً برعکس عمل شده است، یعنی دوستم گناهکار محسوب شده بود تا موقعیکه بی گناهیش ثابت شود.

 بخش دوم این ماده می گوید که اگر تو کاری کردی که طبق قوانین کشورت قانونی است ولی بعد رژیم عوض شود و آن کار غیرقانونی محسوب شود، نمی توان تو را بخاطر کاری که قبلاً کرده ای محاکمه کرد. مثلاً اگر حالا در کشورت فحشا و خرید و فروش زن قانونی است و تو می توانی زنی را با مبلغی ناچیز برای مدت یک شب یا یک هفته قانوناً و شرعاً بخری، بعد از تغییر رژیم نمی توان تو را محاکمه کرد.

 ماده ۱۲

احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله‌های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

Article 12 : No one shall be subjected to arbitrary interference with his privacy, family, home or correspondence, nor to attacks upon his honour and reputation. Everyone has the right to the protection of the law against such interference or attacks

تو بایستی حق داشته باشی که از قانون تقاضای کمک کنی اگر کسی سعی کند به شرافت و حیثت تو لطمه بزند و یا در زندگی تو مداخله کند و یا بدون اجازه وارد منزل تو شود. ولی وای به روزی که بگندد نمک.

 

 ماده ۱۳

الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید. ب) هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

Article 13 :Everyone has the right to freedom of movement and residence within the borders of each state. Everyone has the right to leave any country, including his own, and to return to his country.

تو باید حق داشته باشی که آزادانه در داخل کشورت مسافرت کنی. تو باید حق داشته باشی که کشورت را ترک کنی و هر وقت خواستی به کشورت برگردی.

 

ماده های چهاردهم و پانزدهم در مورد حقوق پناهندگی است

ماده ۱۴

الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند. ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی‌توان از این حق استفاده نمود.

Article 14

Everyone has the right to seek and to enjoy in other countries asylum from persecution.
This right may not be invoked in the case of prosecutions genuinely arising from non-political crimes or from acts contrary to the purposes and principles of the United Nations.

اگر تو در کشوری مورد آزار و ظلم قرار گیری، می توانی به کشور دیگری پناه ببری و تقاضای پناهندگی کنی ولی اگر در کشورت دزدی یا قتل کرده باشی نمی توانی از این مادۀ چهاردهم استفاده کنی. مثلاً اگر کسی خودش زمانی دیکتاتور بوده است و قوانین حقوق بشر را زیر پا گذاشته است نمی تواند بعد از انقلاب به کشور دیگری فرار کرده و تقاضای پناهندگی کند.

 

ماده ۱۵

الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد. ب) احدی را نمی‌توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

Article 15
Everyone has the right to a nationality.
No one shall be arbitrarily deprived of his nationality nor denied the right to change his nationality.

ماده های شانزدهم و هفدهم در مورد حق خانواده است

ماده ۱۶

الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می‌باشند. ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود. پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

Article 16
Men and women of full age, without any limitation due to race, nationality or religion, have the right to marry and to found a family. They are entitled to equal rights as to marriage, during marriage and at its dissolution.
Marriage shall be entered into only with the free and full consent of the intending spouses.
The family is the natural and fundamental group unit of society and is entitled to protection by society and the State.

زن ها و مردهای عاقل و بالغ وقتی که به سن قانونی رسیده اند (یعنی 18 سال، نه 7 سال، نه 9 سال، نه 14 سال) حق دارند ازدواج کرده و تشکیل خانواده بدهند، بدون در نظر گرفتن نژاد و ملیت ویا دینشان. هنوز در قرن بیست و یکم پیروان برخی از مذاهب عقب افتاده اجازه ندارند با کسی که به دین دیگری اعتقاد دارد ازدواج کند. مطلب مهم دیگری که در این ماده به آن اشاره شده است، اینست که زن و مرد داری حقوق برابر هستند، هنگام ازدواج، در ضمن ازدواج و احتمالاً هنگام طلاق.

زن و یا مرد بایستی آزادانه راضی با این ازدواج باشند. در جامعه های عقب افتاده بخصوص این دختر بچه ها هستند که به زور به خانۀ شوهر فرستاده می شوند. در چنین جوامعی پدر یا افراد خانواده بایستی با ازدواج موافق باشند وکسی نظر دختر زبون بسته را نمی پرسد.

از آنجایی که اساسی ترین رکن هر جامعه ای، خانواده ها هستند پس دولت ها بایستی از اعضای این خانواده ها حمایت کنند

 ماده ۱۷

الف) هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد. ب) احدی را نمی‌توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود

Article 17
Everyone has the right to own property alone as well as in association with others.
No one shall be arbitrarily deprived of his property.

هر انسانی حق دارد که بطور شخصی یا گروهی صاحب چیزی باشد و هیچکس حق ندارد آن چیز را خودسرانه و یا بدون هیچ دلیلی قانونی بگیرد. در اینجا منظور از ملک فقط یک چیز مادی نیست بلکه کارهای هنری و یا ذهنی را هم می توان حساب کرد. مثلاً اگر کسی یک آهنگ ساخته است و شما آن را کپی می کنی بدون اینکه پول سازندۀ آهنگ و یا خواننده را بدهید، ضد این مادۀ هفدهم عمل کرده اید. می بینید که همیشه نمی توان حکومت های دیکتاتوری را محکوم به نقض مفاد اعلامیۀ حقوق بشر دانست، بعضی موقعها خود ما هم بدتریم

از مادۀ هیجده تا بیست و یک در مورد حقوق سیاسی افراد بشر می باشد

 ماده ۱۸

هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

Article 18
Everyone has the right to freedom of thought, conscience and religion; this right includes freedom to change his religion or belief, and freedom, either alone or in community with others and in public or private, to manifest his religion or belief in teaching, practice, worship and observance.

یک مادۀ خطرناکی که اصلاً به مزاج مذاهب فاشیستی جور در نمیاد. در اینجا از آزادی فکر و مذهب صحبت شده است. در جوامع مذهبی، بخصوص مذاهب زیر نافی، انسانها نه تنها نمی توانند دین خودشان را انتخاب کنند بلکه حتی مجاز به فکر کردن نیستند. زندانهای سیاسی این ادیان پر است از بیچاره هایی که تنها جرمشان فکر کردن بوده است. در کشورهایی که خلق های زیادی وجود دارد، هر خلقی باید بتواند آزادانه دین خودش را به زبان خودش بپرستد، بنابراین اعلام کردن یک دین رسمی در کشوری که بیش از یک نژاد وجود دارد، احمقانه و ضد انسانی و حتی اگر خدایی وجود داشته باشد، ضد خدایی است

 ماده ۱۹

هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد.

Article 19
Everyone has the right to freedom of opinion and expression; this right includes freedom to hold opinions without interference and to seek, receive and impart information and ideas through any media and regardless of frontiers

تو باید حق داشته باشی که هر فکری که دلت خواست، بکنی؛ هر حرفی که دلت خواست بزنی. هیچ احدی حق ندارد مانع از فکر کردن ویا حرف زدن تو شود، چه این شخص انسان باشد، چه حیوان باشد و یا چه از طرف خدایی آمده باشد. این شخص اجازه ندارد که افکار و یا چرندیات خودش را به زور به تو تلقین کند و تو را مجبور به تکرار دگماتیک و طوطی وار اراجیفش کند. تو باید بتوانی آزادنه افکار و یا ایده های خودت را نه تنها با مردم هم زبان کشور خودت، بلکه با مردم کشورهای دیگر در میان بگذاری (یعنی همین کاری که من الان دارم می کنم). این ماده مربوط می شود به روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون، تلفن، اینترنت و غیره. هیچ خدایی و یا هیچ ایدئولوژی اجازۀ سانسور این چیزها را ندارد

در کشورهایی که مردم می توانند آزادنه فکر کنند و آزادانه حرف بزنند، تمدن بسرعت پیشرفت می کند ولی برعکس در کشورهایی که این ماده اجرا نمی شود، کشور همیشه عقب  افتاده باقی می ماند. به راحتی می توان این را در دنیای کنونی مشاهده کرد.

 ماده ۲۰

الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آمیز تشکیل دهد. ب) هیچ کس را نمی‌توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

Article 20
Everyone has the right to freedom of peaceful assembly and association.
No one may be compelled to belong to an association.

تو حق داری که میتینگ ها  و انجمن های صلح آمیز برگذار کنی و یا آزادانه در میتینگنی شرکت کنی. نباید تو را به زور در مراسمی شرکت داد. در جوامع دیکتاتوری مثلاً مدارس و یا کارخانه ها را تعطیل می کنند و به زور دانش آموزان و یا کارگران را وادار می کنند که در مراسمی که از طرف دولتی تروریستی برگذار شده است شرکت کنند

 

ماده ۲۱

الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید. ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید. پ) اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید.

Article 21
Everyone has the right to take part in the government of their country, directly or through freely chosen representatives.
Everyone has the right of equal access to public service in their country.
The will of the people shall be the basis of the authority of government; this will shall be expressed in periodic and genuine elections which shall be by universal and equal suffrage and shall be held by secret vote or by equivalent free voting procedures.

تو حق داری کار سیاسی بکنی. تو حق داری که  در انتخابات شرکت بکنی و یا حتی خودت نمایندۀ گروهی بشوی. پایه و اساس دولت ها باید مردم باشند، نه یک ایدئولوژی اهریمنی. دولت ها باید نمایندۀ مردم باشند، نه نمایندۀ  یک دلقکی که آن را خدا می نامند. رئیس جمهور و یا نمایندگان مجلس باید از طرف مردم انتخاب بشوند و نه تحمیلی باشند.

از مادۀ بیست و دو تا بیست وهفت در مورد حقوق اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی می باشد

 ماده ۲۲

هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.

Article 22
Everyone, as a member of society, has the right to social security and is entitled to realization, through national effort and international co-operation and in accordance with the organization and resources of each State, of the economic, social and cultural rights indispensable for his dignity and the free development of his personality.

از آنجایی که تو عضوی از جامعه ای هستی که در آن زندگی می کنی، بایستی اگر امکانش را داری به دیگر افراد جامعه کمک کنی، تا اگر خودت محتاج شدی، مثلاً کارت را از دست دادی، یا خانه ات را، اعضای دیگر جامعه به تو کمک کنند. بنابراین هر شخصی باید امنیت اجتماعی داشته باشد. هر عضو جامعه باید حداقل مبلغی پول از سازمانهای خیریه دریافت کند بطوریکه بتواند یک زندگی آبرومندانه ای را داشته باشد. هیچکس نباید محتاج باشد، همه بایستی به هم کمک کنند، پس اگر مثلاً تو مالیات ندهی، در واقع بر علیه این ماده عمل کرده ای. حالا بلافاصله عده ای خواهند گفت: رژیم کشور ما دیکتاتوریست و همۀ پول ها را می دزدند و یا اینکه برای کارهای شر مثلاً خرید اصلحه از آن استفاده می کنند؛ پس من مالیات نمی دهم. به این افراد جواب می دهم که این مفاد برای کشورهای پیشرفته نوشته شده است نه برای جهان سوم. تو چه مالیات بدهی، چه ندهی، فرقی برای جامعه ات نخواهد داشت 

 ماده ۲۳

الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد. ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند. پ) هر کس که کار می‌کند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می‌شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید. ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه‌ها نیز شرکت کند.

Article 23
Everyone has the right to work, to free choice of employment, to just and favourable conditions of work and to protection against unemployment.
Everyone, without any discrimination, has the right to equal pay for equal work.
Everyone who works has the right to just and favourable remuneration ensuring for himself and his family an existence worthy of human dignity, and supplemented, if necessary, by other means of social protection.
Everyone has the right to form and to join trade unions for the protection of his interests.

در این ماده مطالب زیادی نوشته شده است: اولاً هر انسانی حق کار کردن دارد. دوماً هر انسانی باید حق داشته باشد آزادنه شغل خودش را انتخاب کند. سوماً در محل کار بایستی شرایط منصفانه ای وجود داشته باشد. چهارماً از او بایستی در مقابل بیکاری حمایت شود. پنجماً هیچ تبعیضی نباید وجود داشته باشد. یعنی اینکه اگر دو نفر کاری مساوی می کنند باید دست مزدشان هم مساوی باشد، حتی اگر یکی از این دو نفر زن باشد. هر چند که در بعضی جوامع زن نصف آدم حساب می شود ولی طبق این ماده بایستی دست مزدش برابر با یک مرد باشد. ششماً هر کس که کار می کند باید دست مزد بکیرد و این پول باید به اندازۀ کافی برای خودش وخانواده اش باشد، اگر نبود، سازمانهای خیریه باید  با مقداری پول این کمبود را تکمیل کنند. هفتماً هر کس حق دارد که برای دفاع از حقوقش اتحادیه یا سندیکا درست کرده و خودش هم در آن شرکت کند

 

ماده ۲۴

.هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق می‌باشد

Article 24
Everyone has the right to rest and leisure, including reasonable limitation of working hours and periodic holidays with pay.

تو در مقابل ساعات کارت حق استراحت داری.همچنین سالانه بایستی چند هفته مرخصی با اخذ حقوق داشته باشی

 ماده ۲۵

الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود. ب) مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.

Article 25
Everyone has the right to a standard of living adequate for the health and well-being of himself and of his family, including food, clothing, housing and medical care and necessary social services, and the right to security in the event of unemployment, sickness, disability, widowhood, old age or other lack of livelihood in circumstances beyond his control.
Motherhood and childhood are entitled to special care and assistance. All children, whether born in or out of wedlock, shall enjoy the same social protection.

هر انسانی حق دارد که از مهمترین چیزهای زندگی برخوردار باشد مثل خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبتهای طبی و تحصیل. او حق دارد که مثلاً اگر بیکار شد، حقوق بیکاری دریافت کند. اگر بیمار شد، بیوه شد و یا پیر شد وقادر به کار کردن نبود، جامعه باید از او حمایت کند و گرنه لازم نیست آن جامعه را انسانی نامید، کلمۀ حیوان کافیست. از مادرانی که بچه دار می شوند باید حمایت کرد، چه این بچه ها در اثر ازدواج و چه بدون ازدواج وارد این دنیا شوند. کلمۀ حرامزاده در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر وجود ندارد. فراموش نکنید که حتی عیسی  حرامزاده  بود

ماده ۲۶

الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه‌ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند. ب) آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید. پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

Article 26
Everyone has the right to education. Education shall be free, at least in the elementary and fundamental stages. Elementary education shall be compulsory. Technical and professional education shall be made generally available and higher education shall be equally accessible to all on the basis of merit.
Education shall be directed to the full development of the human personality and to the strengthening of respect for human rights and fundamental freedoms. It shall promote understanding, tolerance and friendship among all nations, racial or religious groups, and shall further the activities of the United Nations for the maintenance of peace.
Parents have a prior right to choose the kind of education that shall be given to their children.

یکی از مهمترین ماده های اعلامیۀ حقوق بشر، همین ماده می باشد، یعنی آموزش و پرورش. هر شخصی در هر کجای این کرۀ خاکی باید حق یادگیری داشته باشد. حداقل تعلیمات ابتدایی باید مجانی و حتی اجباری باشد؛ این تنها نوع اجبار است که مفید می باشد. بدون آموزش انسان همسطح حیوان خواهد بود. تنها از طریق آموزش و پرورش انسان رشد می کند. هدف آموزش و پرورش باید این باشد که انسان ها را به کمال برساند. از این طریق می توان احترام به حقوق دیگران را تضمین کرد. آموزش و پرورش نبایستی برای شست وشوی مغزی افراد جامعه استفاده شود. آموزش و پرورش باید صلح را تبلیغ کند، نه جنگهای به اصطلاح مقدس را.

ماده ۲۷

الف) هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد. ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

Article 27
Everyone has the right freely to participate in the cultural life of the community, to enjoy the arts and to share in scientific advancement and its benefits.
Everyone has the right to the protection of the moral and material interests resulting from any scientific, literary or artistic production of which he is the author.

تو حق داری که آزادانه در پیشرفت علم و هنر بکوشی و از فوائد آنها استفاده کنی و اگر مثلاً یک کار هنری کرده ای و یا یک اختراع و یا اکتشافی کرده ای، بایستی بتوانی از کارت حمایت کنی و از آن منفعت معنوی و مادی بدست بیاوری

از مادۀ بیست و هشت تا سی در مورد وظائف انسانهاست

 ماده ۲۸

هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

Article 28
Everyone is entitled to a social and international order in which the rights and freedoms set forth in this Declaration can be fully realized.

تمام حقوق و آزادی هایی که اعلامیۀ جهانی حقوق بشر برای انسانها خواستار است، بایستی توسط قانون در هر کشوری تضمین شوند. شاید یکی از مهمترین حقی که تو داری، حق صلح باشد. بنابراین هر رژیمی باید صلح جهانی را تضمین کند؛ اگر کسی می خواهد به تو جنگ را تحمیل کند، آن شخص و رژیمش شیطانی است. اگر کسی به دروغ به تو در مورد جنگ مقدس یاوه گویی می کند، پیغمبر اهریمن می باشد. خدای واقعی همۀ جنگ ها را محکوم کرده است. جنگ مقدس و غیر مقدس وجود ندارد. کلمۀ جنگ کلمه ای کاملاً منفی می باشد. اگر رژیمی و یا دینی هنوز این مسئله را نفهیده است، باید آن را در ذباله دان تاریخ انداخت

ماده ۲۹

الف) هرکس در مقابل آن جامعه‌ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد. ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است. پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی‌تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

Article 29
Everyone has duties to the community in which alone the free and full development of his personality is possible.
In the exercise of his rights and freedoms, everyone shall be subject only to such limitations as are determined by law solely for the purpose of securing due recognition and respect for the rights and freedoms of others and of meeting the just requirements of morality, public order and the general welfare in a democratic society.
These rights and freedoms may in no case be exercised contrary to the purposes and principles of the United Nations.

تو نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می کنی، وظایفی داری ولی اگر رهبران کشوری که تو در آنجا هستی قوانین حقوق بشر را زیر پا می گذارند و مانع پیشرفت تو و دیگران می شوند، تو هیچ وظیفه ای نسبت به آنها نداری و حتی بایستی خواهان نابودی این اراذل و اوباش شوی

 ماده ۳۰

هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.

Article 30
Nothing in this Declaration may be interpreted as implying for any State, group or person any right to engage in any activity or to perform any act aimed at the destruction of any of the rights and freedoms set forth herein.

هیچکسی، هیچ گروهی و هیچ کشوری حق ندارد که مفاد این اعلامیه را طوری تفسیر کند، که بتواند حقوق و آزادیهایی را که در این اعلامیه نوشته شده است، زیر پا بگذارد.

 

معادل این سی ماده را در هیچ کتابی نمی توان پیدا کرد، چه آسمانی باشد چه نباشد

اگر همۀ جن ها و همۀ خدایان دست به دست هم بدهند نمی توانند چنین اعلامیه ای را بنویسند. نتیجه می گیریم که انسانها از همۀ خدایان رنگارنگ با هوش ترند. فهم و شعور هیچ خدایی هنوز به این حد نرسیده است. اگر کتابی به اصطلاح وحی شده، با مفاد اعلامیۀ جهانی حقوق بشر مطابقت نداشته باشد، آن کتاب اهریمنی است.

 

 

Your Name:
Your Email Address:
Subject:
Your Message:

© هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر نام سایت بلامانع می باشد